سلام عليكم.
چند تا مورد ديدم كه به نظرم جالب اومد.(بد نيست شما هم بخونيد.)البته بيشتر قابل توجه خواهراي گلم.
تاریخچه ی حجاب در طول تاریخ
بنابر گواهی متون تاریخی، در اكثر قریب به اتفاق ملتها وآیینهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیبهای زیادی را طی كرده وگاهی با اعمال سلیقه حاكمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه به طور كامل از بین نرفته است. مورخان به ندرت از اقوام بدوی كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده و یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر میشدند، یاد میكنند.
پارسیها به وسیله كوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تاسیس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمیخوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمیخوریم كه از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افكنده و در زیر آن، یك پیراهن بادامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.
دایرهالمعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان میگوید: زنان یونانی در دورههای گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا میپوشاندند. این پوشش كه شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر كورس و امرجوس و دیگر جزایر ساخته میشد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی سرخ بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای كلمات قدیمیترین مولفین یونانی نیز به چشم میخورد، حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه عولیس فرمانروای ایتاك) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بودهاند، بدین صورت كه حتی صورتشان را نیز با تکه میپوشاندند. این تکه دارای دو منفذ بود كه جلوی چشمان قرار میگرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان میپوشاندند. نقشهایی كه بر جای مانده، حكایت میكند كه زنان سر را میپوشانده، ولی صورتهایشان باز بوده است، و وقتی به بازار میرفتند، بر آنان واجب بوده است كه صورتهایشان را بپوشانند، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سایبری و ساكنان آسیای صغیر و زنان شهرماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانیا از حجاب شدیدتری برخوردار بودهاند، به طوری كه وقتی از خانه خارج میشدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها میپوشاندند و چیزی از برآمدگیهای بدن مشخص نمیشد.
یكی از تاریخنویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» كه یكی از خدایان یونان باستان است، میگوید : «آرتمیس»، الهه عفت است و عالیترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار میآید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابك و به زیور عفت و تقوا آراسته است.
همچنین درباره مردم یكی از قبائلی كه نهصد سال قبل از میلاد زندگی میكردهاند، آمده است: «بالاتر از ارمیان و در كنار دریای سیاه، «سكاها» بیابانگردی میكردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند كه در ارابه به سر میبردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه میداشتند.
این مورخ در جای دیگر میگوید: «زنان فقط در صورتی میتوانند خویشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشنهای مذهبی و تماشاخانهها حضور یابند كه كاملا در حجاب باشند.
همچنین از قول یكی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل میكند: نام یك زن پاكدامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.
درمورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و این كه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، میگوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمیشد كه آشكارا با مردان آمیزش (اختلاط) كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهایی كه در ایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد.
ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست میآید كه حجاب در بین مادها و پارسها وجود داشته است. همچنین در تفسیر اثنی عشری آمده است: «تاریخ نشان میدهد كه حجاب در فارس قدیم وجود داشته است.» در كیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»
نصوصی كه بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان میدهد كه زنان در دورههای مختلفی چون دوره مادها، پارسیها (هخامنشیان)، اشكانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بودهاند، كه به چند نمونه آن اشاره میشود:
دوره مادها:
دركتاب «پوشاك باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی كه باید در نظر داشت، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمههای ماقبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شكل (با كمی تفاوت) با پوشاك مردان یكسان است.
وی در ادامه برای توضیح نقوش برجای مانده مینویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی كه میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمییز داده میشوند. به نظر میرسد كه زنان پوششی نیز روی سر خود گذاردهاند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
دوره پارسیها (هخامنشیان):
دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاریخ و عصر حجر نسبت میدهند، كتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، مینویسد: با توجه به علل ذكر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط میشود، و به این دلایل، عقیده عدهای كه میگویند «مذهب» موجد حجاب میباشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت كه در دگرگونی و تكمیل آن بسیار موثر بوده است .
حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهمترین فواید آن عبارتاند از:
الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی:
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرتهای بیبندوبار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد. غریزهی جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیشتر اطاعت شود بیشتر سرکش میگردد؛ همچون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزهی جنسی بیشتر شده. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همهی گرفتاریهایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزهی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود.
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعهی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف کرده است:
کسانی میگویند مسئلهی غریزهی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن رویگرداندن و به بچه و سگ و یا همجنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!
ب) فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی:
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قویتر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده میگردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسهی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهرهاش شکفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همهی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوتاند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانوادهی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.
ج) فایدهی حجاب در بُعد اجتماعی :
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بیحجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میگردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافههای محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش مییابد. برخلاف نظامها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیتهای اجتماعی را با لذتجوییهای جنسی درهم میآمیزند،اسلام میخواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از اینگونه لذتها پاک شده، و لذتهای جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.
د) فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی :
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، میتواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دستخوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونهای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.یکی از دانشجویان محجبه دربارهی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم میآید آن وقتها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانهی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم! احساس میکردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانمها سلب کرده بود. علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرستوار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزشهای انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهرهمندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.
بـانوان بـه عـنوان نيمى از جـامعـه اسـلامى كه در دامان خـود انسانهاى پاك و برجسته مى پرورانند, داراى حرمت و احترام ويژه اى مى باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پيكره اجتماع, بـا محبـت و تـربـيت آنها استـوار خواهد ماند. مفسران و انديشه گران بـر اين بـاور هستـند كه ((قرآن كريم وقتـى در بـاره حجـاب سخن مى گويد, مى فرمايد: حجاب عبارت است از يك نحـوه احـتـرام گذاردن و حـرمت قايل شدن براى زن, كه نامحرمان او را از ديد حيوانى ننگرند. در قرآن عـلت و فلسـفه حـجـاب را چـنين ذكر مى كند كه: ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين (احـزاب, 33) يعنى بـراى اينكه شـناخـتـه نشوند و مورد اذيت واقع نگردند, چرا كه آنان تـجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.))
بـا اندكى تدبـر در آيات قرآن فلسفه حجاب را بـه گونه اى صريح مى بينيم و مى يابـيم كه احترام و حرمت زن, فلسفه حقيقى و يا يكى از فلسفه هاى حـجـاب است. بـراستـى اگر معرفت انسان بـه شريعت و تعاليم دينى بالا رفته و قرآن را كه آيين نامه سعادت و كمال بـشر است درك كند, به عظمت حجاب پى برده و مى فهمد بى حجابى و بدحجابى ثـمره عدم معـرفت و شـناخـت حـقيقى جـايگاه زن در هسـتـى اسـت. مقام زن در آيات گوناگون و همچنين در روايات بـسيارى ذكر شده و همين آيات و روايات منشـإ فتـواى مراجـع در رسـاله هاى عمليه گرديده و حكم حجاب بـه عنوان يكى از واجبـات دينى مطرح و بـيان شده اسـت. مـا اين حـرمـت را در قـرآن و روايات پـى مـى گـيريم.
در قرآن كريم پس از بـيان كيفيت حجاب بـراى زنان, بـه علت آن پرداخته و مـى فـرمـايد: ((و لا يبـدين زينتـهن الا مـا ظهر مـنها وليضربن بخمرهن على جيوبهن و لا يضربن بـإرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتـهن))و زينتـهاى خـود را آشكار نكنند, مگر آنچـه كه پـيدا است و بـايد روسرى خـود را بـر گردن خـويش اندازند ... و پـاهاى خود را[ بـه گونه اى بـه زمين] نكوبـند, تا آنچه از زينت ايشان كه نهفتـه مى دارند, معلوم گردد.)) خـداوند متـعال در اين آيه شريفه ـ كه در مدينه نازل شده است ـ حكم حجاب را به گونه اى صريح و آشكارا مطرح نموده و علاوه بـر ظرافتـهاى خاصى كه در نوع پوشـش زنان وجـود دارد, اشـخـاص محـرم را نيز ذكـر مى كـند, تـا نامحرمها بازشناسانده شوند و در پايان فلسفه پوشش بيان شده است كه زينتها و زيبـاييهاى زنان در مقابـل نامحرم آشكار نشود, تـا آنها مورد توجه نگاههاى ناپـاك قرار نگيرند و احتـرام آنان حفظ گردد.
در قرآن پس از سفارش زنان خداوند متعال مى فرمايد:
يا ايها الذين آمنوا لا يحل لكـم ان تـرثـو النسـإ كـرها و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتيتموهن الا ان يإتين بفاحشه مبينه و عاشروهن بالمعروف((اى كسانى كه ايمان آورديد! براى شما حلال نيست كه زنان را برخلاف ميلشان ارث بريد, و بـر آنان سخت نگيريد تـا بـخشى از آنچه بـه آنان داده ايد از چنگشان درآوريد, مگر آنكه مرتـكب عمل زشتـى شوند كه ثابـت شده بـاشد و بـا آنها بـه شايستگى رفتار كنيد.))
در اين آيه رسوبـات عقايد جـاهلى مورد نهى قرار گرفتـه است و حقوق و ارزش پايمال شده زن در جاهليت و قبـل از ظهور اسلام صريحا مورد انتـقاد واقع شده و دريچه اى جـديد بـه سوى ارزش و عظمت زن گشـوده مى شـود. زنانى كه قـبـل از اسـلام در كودكى زنده بـه گور مى شدند و يا در هنگام ازدواج مورد ظلم قرار مى گرفتند و چون شىء كم ارزشى از سوى پـدران بـه ارث گذاشـتـه مى شـدند, بـا اين آيه, ارزشمند مى شوند و حيثيت و حقوق به تاراج رفته آنان بـازگردانده مى شود و مورد سفارش و مرحمت قرار مى گيرند. اين ارمغانى خجسته و مبارك از سوى خداوند متعال بود كه با كلام آسمانى به مردم ابـلاغ شد. ((قرآن ما را متـوجـه كرد, و مى فرمايد: بـا زنها معاشـرت نيك داشته بـاشيد و در مجامع خود آنان را راه دهيد و اگر بـراى شما خوشـايند نيسـت كه در مجـامع خـود شـركت دهيد آنها را, اين كار ناخـوشـايند را بـكـنيد. ممكـن اسـت خـير فـراوانى در اين كـار بـاشد(يجـعل الله فيه خـيرا كثـيرا)و شما ندانيد و اين معاشرت, اختصاصى به مسايل خانوادگى ندارد.
در آيه ديگر حـرمت و شخـصيت زن بـه عنوان فلسـفه حـجـاب مطرح مى شود: ((يا ايها النبـى قل لازواجـك و بـناتـك و نسإ المومنين يدنين عليهن من جـلابـيبـهن ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين. اى پيامبر! به زنان و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش خود را بـر خود فرو پـوشند. اين بـراى آنكه شناختـه شوند و مورد آزار قرار نگيرند, مناسب تر است و خدا آمرزنده و مهربان است.
در اين آيه زنان و دختران پيامبر و زنانى كه همسر مردان مومن هستند, از ديگر زنان جامعه آن روز جدا مى شوند و حكم حجاب بـراى اين زنان محـتـرم آورده مى شـود. از ظاهر آيه مى تـوان دريافت كه حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدرى والا است كه بايد از طريق حجاب شناخته شوند; مبـادا مانند زنان كفار مـورد آزار و اذيت قـرار گـيرند. اين دسـتـه از زنان بـه خـاطر اعتقادات و بـاورهاى دينى, داراى ارزش و مقامى افزون از ديگران هستند و حرمت آنها بايد مورد شناسايى قرار گيرد.
(بابت اين عكس معذرت ميخوام وبه كسي توهين نشه اما به نظرم جالب و مفهومي بود)
اینم خودم خوندم از یک شهید:خواهرم سرخی خونم را در سیاهی چادرت نهادم.

به تصاوير زير نگاه كنيد سپس در انها تفكر كنيد:








.jpg)
(اين هم عكسي با حجاب از يك خواننده ي زن لبناني (نانسي عجرم))
بيا اينم از اين
ايا باز هم حرفي هست؟
ايا داشتن حجاب محدوديت است؟
ايا زن با داشتن حجاب چيزي از زيبايي و شعورش كم ميشود؟
ايا داشتن حجاب(حجاب كامل) از ادمي چيزي كم ميكند؟
در پاسخ به تمامي سوالات هر ادمي كه منصف با شد وكمي هم صاحب عقل باشد ميتواند بگويد :
نه!
|
+| نوشته شده توسط
حاج محمد در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
|